عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
530
منازل السائرين ( فارسى )
يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ . « 1 » آيات خود را در آفاق و انفس شما بياراستيم ، تا روشن شود براى آنها كه خدا حق است . آيا تو را اى رسول ! پروردگارت كفايت نمىكند كه برهمه چيز گواه است ؟ در اين آيه خداوند متعال هم معرفت عامه را بيان مىفرمايد كه از طريق سير در آفاق و انفس به معرفت مىرسند كه اين رشتهء سبب سازى است و هم با عبارت « أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ » معرفت خاص اوليا را بيان مىكند كه اين رشتهء سببسوزى خداوند است ، زيرا اولياى الهى همهچيز را به واسطهء حق تعالى مىشناسند ، عبارت نورانى امام سجاد عليه السّلام در دعاى ابو حمزه مؤيّد اين اسرار است . بك عرفتك و أنت دللتنى عليك . تو را به تو شناختم و تو دليل بر وجود منى . كه اين فراتر از برهان لمّى در نظام علت و معلول است ، چرا كه در معرفت حق به حق هيچچيز واسطه قرار نمىگيرد . جناب مولوى به هر دو معرفت عامه و خاصه اشاره مىكند : از سبب سازيش من سودايىام * از سبب سوزيش سوفسطايىام از سبب سازيش من حيران شدم * و از سبب سوزيش ، سرگردان شدم « 2 » و هى على ثلاث اركان : احدها : اثبات الصفة باسمها من غير تشبيه و نفى التشبيه عنها من غير تعطيل و الاياس من ادراك كنهها و ابتغاء تاويلها . معرفت عامه بر سه ركن استوار است : اول : اثبات صفت به اسم آن ، بىآنكه تشبيه پيش آيد . دوم : نفى تشبيه از آن ، بىآنكه تعطيل مطرح گردد و سوم : نااميدى از ادراك كنه آن صفت و درخواست تأويل آن صفت . با توجه به توفيقى بودن اسماء الهى ، اثبات صفاتى براى خداوند جايز است كه اسم آن در قرآن و سنت وارد شده است من غير تشبيه ؛ مانند اثبات صفات سميع و بصير براى خداوند ، به گونهاى كه شنوايى و بينايى خدا به شنوايى و بينايى ما مشتبه نگردد ، تا اينكه نيازمند به آلت و توسط هوا و مقابله مبصر و اعتدال نور و مسافت در بدن باشد و نيز
--> ( 1 ) . فصلت / 53 . ( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 548 .